شعر های زیبا از شیخ بهایی


http://s6.picofile.com/file/8210488000/bia2mah_ir.jpg

 

تاکي به تمناي وصال تو يگانه 
اشکم شود ، از هر مژه چون سيل روانه
خواهد به سر آيد ، شب هجران تو يا نه ؟ 
اي تير غمت را دل عشاق نشانه
جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه

رفتم به در صومعه‌ي عابد و زاهد 
ديدم همه را پيش رخت، راکع و ساجد
در ميکده ، رهبانم و در صومعه ، عابد 
گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد
يعني که تو را مي‌طلبم خانه به خانه

روزي که برفتند حريفان پي هر کار 
زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار
من يار طلب کردم و او جلوه‌گه يار 
حاجي به ره کعبه و من طالب ديدار
او خانه همي جويد و من صاحب خانه

هر در که زنم ، صاحب آن خانه تويي تو 
هر جا که روم ، پرتو کاشانه تويي تو
در ميکده و دير که جانانه تويي تو 
مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو
مقصود تويي ، کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن ، زان گل رخسار نشان ديد 
پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد
عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد 
يعني همه جا عکس رخ يار توان ديد
ديوانه منم ، من که روم خانه به خانه

عاقل ، به قوانين خرد ، راه تو پويد 
ديوانه ، برون از همه ، آيين تو جويد
تا غنچه‌ي بشکفته‌ي اين باغ که بويد 
هر کس به زباني ، صفت حمد تو گويد
بلبل به غزلخواني و قمري به ترانه

بيچاره بهائي که دلش زار غم توست 
هر چند که عاصي است ، زخيل خدم توست
اميد وي از عاطفت دم به دم توست 
تقصير خيالي به اميد کرم توست
يعني که گنه را به از اين نيست بهانه ....

 

شیخ بهایی

 

.

امیدوارم مفید بوده باشد.سوالی نظری بود در خدمتیم.

لطفا برای حمایت از ما روی g+1 کلیک بفرمایید بسیار ممنون.